تبلیغات
سئوگیلیلر گلسینلر-عشق - زیباترین قلب دنیا از آن کیست؟

سئوگیلیلر گلسینلر-عشق

عاشق هستی بیا از دست نده!

دوشنبه 24 خرداد 1389

زیباترین قلب دنیا از آن کیست؟

نویسنده: ائلمان اورمولو   

زیباترین قلب دنیا از آن کیست؟



روزی مرد جوانی وسط شهری ایستاده بود و ادعا می کرد که زیبا ترین قلب را درتمام آن منطقه دارد.
جمعیت زیاد جمع شدند. قلب او کاملاً سالم بودو هیچ خدشه‌ای بر آن وارد نشده بود و همه تصدیق کردند که قلب او به راستی زیباترین قلبی است که تاکنون دیده‌اند. مرد جوان با کمال افتخار با صدایی بلند به تعریف قلب خود پرداخت.
ناگهان پیر مردی جلوی جمعیت آمد و گفت: "قلب تو به زیبایی قلب من نیست." مرد جوان و دیگران با تعجب به قلب پیر مرد نگاه کردند. قلب او با قدرت تمام می‌تپید، اما پر از زخم بود. قسمت‌هایی از قلب او برداشته شده و تکه‌هایی جایگزین آن شده بود و آنها به راستی جاهای خالی را به خوبی پر نکرده بودند. برای همین گوشه‌هایی دندانه دندانه درآن دیده می‌شد. در بعضی نقاط شیارهای عمیقی وجود داشت که هیچ تکه‌ای آن را پرنکرده بود. مردم که به قلب پیر مرد خیره شده بودند با خود می‌گفتند که چطور او ادعا می‌کند که زیباترین قلب را دارد؟
مرد جوان به پیر مرد اشاره کرد و گفت: "تو حتماً شوخی می‌کنی؛ قلب خود را با قلب من مقایسه کن؛ قلب تو فقط مشتی زخم و بریدگی و خراش است."
پیر مرد گفت: "درست است. قلب تو سالم به نظر می‌رسد. اما من هرگز قلب خود را با قلب تو عوض نمی‌کنم. هر زخمی نشانگر انسانی است که من عشقم را به او داده‌ام، من بخشی از قلبم را جدا کرده‌ام و به او بخشیده‌ام. گاهی او هم بخشی از قلب خود را به من داده است که به جای آن تکه‌ی بخشیده شده قرار داده‌ام؛ اما چون این دو عین هم نبوده‌اندگوشه‌هایی دندانه دندانه در قلبم وجود دارد که برایم عزیزند؛ چرا که یاد‌آور عشق میان دو انسان هستند. بعضی وقت‌ها بخشی از قلبم را به کسانی بخشیده‌ام اما آنها چیزی از قلبشان را به من نداده‌اند، اینها همین شیارهای عمیق هستند. گرچه دردآور هستند اما یاد‌آور عشقی هستند که داشته‌ام. امیدوارم که آنها هم روزی باز گردند و این شیارهای عمیق را باقطعه‌ای که من در انتظارش بوده‌ام پرکنند، پس حالا می‌بینی که زیبایی واقعی چیست؟"
مرد جوان بی هیچ سخنی ایستاد، در حالی که اشک از گونه‌هایش سرازیر می‌شد به سمت پیر مرد رفت از قلب جوان و سالم خودقطعه‌ای بیرون آورد و با دستهای لرزان به پیرمرد تقدیم کرد پیرمرد آن راگرفت و در گوشه‌ای از قلبش جای داد و بخشی از قلب پیر و زخمی خود را به جای قلب مرد جوان گذاشت.
مرد جوان به قلبش نگاه کرد؛ دیگر سالم نبود، اما از همیشه زیباتر بود زیرا که عشق از قلب پیر مرد به قلب او نفوذ کرده بود

پندها:
قلب زیبا قلبی است که قرارگاه رأفت و مهربانی و روشن از شعله عشق باشد. شایسته نیست قلب زیبا محل دلهره و ناراحتی و اضطراب باشد.
 قلب زیبا محل امن و آرامش است و راز رسیدن به آن عشق است؛ عشق رنگ زندگی و راز خوب زیستن است. عشق، فاصله ها را کم، سختی ها را بر انسان آسان، ناهمواری ها را هموار و تلخی ها را شیرینی می سازد. با چراغ عشق می توان قلب را با انوار الهی روشن کرد.
قلب زیبا پویا، فعال و پر نشاط است و راز رسیدن به آن محبت و مهربانی است؛ محبت نیروی عظیمی است که به انسان هدف، احساس مسؤولیت و امید می دهد. انسانی که وجودش سرشار از محبت و مهربانی باشد، پویا، فعال و پرنشاط است.
زیباترن قلب دنیا از آن کسانی است که روح بلند و قلب مهربان دارند، هنگام برخورد با اشتباهات دیگران، عفو را بر همه ترجیح می دهند و به جای خشم و انتقام، عفو و گذشت را بر می گزیند.

برگرفته از:

http://www.tajerian.ir/?code=199

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :



  • More Cool Stuff At POQbum.com